|
|
|
|
|
آن باش که هستی٬ و آن شو که توان بودنت هست!
شمس تبریزی: این صورت بت چیست گر این خانه کعبه ست وین نور خدا چیست گر این دیر مغانست گنجیست در این خانه که در کون نگنجد این خانه و این خواجه همه فعل و بهانست |
||
|
|
|
|
|
عقاب فاتح قله های زندگی باش و مسافر صبور دشتهای بیکران آن
یزدان پور: چنان گرفته دلم از خزان ای دوست که هیچ وا نشود باز با شرار شراب گل بهار نبودم که بشکفم در خویش خزان زده گل باغم که هست در من خواب |
||