|
|
|
|
|
به خاطر داشته باشید کسی به سگ مرده لگد نمی زند! همانطور که اشخاص پست و فرومایه از عیوب و خطاهای اشخاص بزرگ لذت فراوانی می برند!
حافظ : ما بدین درنه پی حشمت و جاه آمده ایم از بد حادثه اینجا به پناه آمده ایم رهرو منزل عشقیم و ز سر حد عدم تا به اقلیم وجود این همه راه آمده ایم |
||
|
|
|
|
|
تشویش روزی که نیامده است بر امروز میافزای و قلبت را از اندوه گذشته آکنده مساز! که تو را از آمادگی برای آینده باز می دارد.
سعدی: سعدیا دی رفت و فردا همچنان معلوم نیست در میان این و آن فرصت شمار امروز را |
||
|
|
|
|
|
قویترین قدرتی که ممکن است انسان تولید کند: همانا دعا وعبادت است. قدرتی که مانند نیروی جاذبه زمین وجود حقیقی و خارجی دارد!
همایون یزدانپور: دشت دیریست که در دست خزان، بنشسته است زندگی را بنگر، دل نگران بنشسته است خاطراتی که تو از باغ و بهاران داری اینک اینجا همه پنهان و نهان، بنشسته است |
||
|
|
|
|
|
امواج خروشان سطح اقیانوس هرگز آرامش اعماق آن را به هم نمی زند. همانگونه که کسی که متکی به حقایق بزرگ و معنوی است از تغییرات و فراز و نشیبهای زندگی دستخوش تشویش و نگرانی نخواهد شد!
محمد حسین قاسمی: آنکس که به کار خویش اندیشه نکرد راهی بگرفت و عقل را پیشه نکرد در باغ امید، هر نهالی بنشاند خشکید و نگشت خرم و ریشه نکرد |
||
|
+
نوشته شده در 84/06/13ساعت 21:5 توسط مرداب سبز
|
||
|
|
|
|
|
مهمترین چیز در زندگی این نیست که ازمنابع خود بهره برداری کنید، بلکه این است که از ضررهای خود استفاده کنید. این مستلزم هوشیاری و شاخص آدم دانا از احمق است!
همایون یزدانپور: عشق آمد و از خویشتن آزادم کرد خاموش بدم، خروش و فریادم کرد در بی ثمری، کویر خشکی بودم بنگر که چگونه عشق آبادم کرد |
||
|
|
|
|
|
زیاده از حد خود را تحت فشار مگذار چرا که: بهترین چیزها در زمانی اتفاق می افتد که هر گز انتظارش را نداری!
شمس تبریزی: آنرا که به علم و عقل افراشته اند او را به حساب روزی انگاشته اند وانرا که سر از عقل تهی داشته اند از مال بجای آن درانباشته اند |
||
|
|
|
|
|
تنها جایی که می توانی آرامش را بجویی درون روح خود توست. چه بسیار گنجینه هایی که از درون به برون فرا می رویند!
همایون یزدانپور: به خنده محبس تنگ مرا، معطر کن به باده بزم خموش مرا، منور کن سر امید ندارم، که بی تو بنشینم غم همیشگی ام را رفیق، باور کن |
||
|
|
|
|
|
نگرانی را از مغز خود بیرون کنید، همانا راز بینوایی ما اوقات فراغتی است که صرف فکر درباره خوشبختی و بدبختی می شود! محمد حسین قاسمی: بگذار در زمانه، زمانی رها شوم بگذار تا زهر گره بسته، وا شوم ره بی نهایت است و جهان بیکران و باز من پایبند عالم خاکی، چرا شوم |
||
|
|
|
|
|
وقت گرانمایه را در اندوه آنچه باید میشد بر باد مده! بر آنچه اکنون انجام می دهی و آنچه در آینده می خواهی انجام بدهی اندیشه کن و بر لغزشهایی که گمان می کنی داشته ای میندیش، از آنها بیاموز!
حافظ: از چرخ به هر گونه همی دار امید وز گردش روزگار می لرز چو بید گفتی که پس از سیاه رنگی نبود پس موی سیاه من چرا گشت سپید |
||
|
|
|
|
|
پیش از آنکه برنده باشیم باید بازنده باشیم! باید گاه بگرییم تا بتوانیم روزی بخندیم! باید آزرده شویم تاروزی توانمند گردیم! اگر پیوسته بکوشی و ایمان داشته باشی در پایان پیروزی از آن تو خواهد بود! همایون یزدانپور: تا چشم به هم زنی جهان بر آب است از خویش مشو که آرزوها خواب است این خنده پر کرشمه بر گونه یار چون غنچه نو دمیده در مرداب است |
||
|
|
|
|
|
کوره را هرگز برای دشمن خودآنقدر گرم مکن که حرارت آن خودت را بسوزاند!
شمس تبریزی: عمر عزیز رفت به پایان چه می کنی خود را اسیر بنده و شیطان چه می کنی دنیا رسول گفت که زندان مومن است ای بی خبر عمارت زندان چه می کنی! |
||
|
|
|
|
|
برای دوست خود یک دفعه تمام محبت خود را ظاهر مکن! زیرا هر وقت اندک تغییری مشاهده کرد تو را دشمن خود می دارد.
طلعت اصفهانی: آ نروز که دور از تو شدم دانستم غم می کشدم ولی به این زودی نه |
||