تبليغاتX
مرداب سبز
جملات سبز برای زندگی سبز

به خاطر داشته باشید کسی به سگ مرده لگد نمی زند! همانطور که

اشخاص پست و فرومایه از عیوب و خطاهای اشخاص بزرگ لذت

فراوانی می برند!


حافظ :

ما بدین درنه پی حشمت و جاه آمده ایم

از بد حادثه اینجا به پناه آمده ایم

رهرو منزل عشقیم و ز سر حد عدم

تا به اقلیم وجود این همه راه آمده ایم

+ نوشته شده در  84/06/18ساعت 11:23  توسط مرداب سبز  | 

تشویش روزی که نیامده است بر امروز میافزای و قلبت را از اندوه

گذشته آکنده مساز!  که تو را از آمادگی برای آینده باز می دارد.


سعدی:

سعدیا دی رفت و فردا همچنان معلوم نیست

در میان این و آن فرصت شمار امروز را

+ نوشته شده در  84/06/16ساعت 0:15  توسط مرداب سبز  | 

قویترین قدرتی که ممکن است انسان تولید کند:

همانا دعا وعبادت است.

قدرتی که مانند نیروی جاذبه زمین وجود حقیقی و خارجی دارد!


همایون یزدانپور:

دشت دیریست که در دست خزان، بنشسته است

زندگی را بنگر، دل نگران بنشسته است

خاطراتی که تو از باغ و بهاران داری

اینک اینجا همه پنهان و نهان، بنشسته است

+ نوشته شده در  84/06/15ساعت 1:14  توسط مرداب سبز  | 

امواج خروشان سطح اقیانوس هرگز آرامش اعماق آن را به هم

نمی زند. همانگونه که کسی که متکی به حقایق بزرگ و معنوی

است  از تغییرات و فراز و نشیبهای زندگی دستخوش تشویش و

نگرانی نخواهد شد!


محمد حسین قاسمی:

آنکس که به کار خویش اندیشه نکرد

راهی بگرفت و عقل را پیشه نکرد

در باغ امید، هر نهالی بنشاند

خشکید و نگشت خرم و ریشه نکرد

+ نوشته شده در  84/06/13ساعت 21:5  توسط مرداب سبز 

مهمترین چیز در زندگی این نیست که ازمنابع خود بهره برداری

کنید، بلکه این است که از ضررهای خود استفاده کنید.

این مستلزم هوشیاری و شاخص آدم دانا از احمق است!


همایون یزدانپور:

عشق آمد و از خویشتن آزادم کرد

خاموش بدم، خروش و فریادم کرد

در بی ثمری، کویر خشکی بودم

بنگر که چگونه عشق آبادم کرد

+ نوشته شده در  84/06/10ساعت 18:22  توسط مرداب سبز  | 

زیاده از حد خود را تحت فشار مگذار چرا که:

بهترین چیزها در زمانی اتفاق می افتد

که هر گز انتظارش را نداری!


شمس تبریزی:

آنرا که به علم و عقل افراشته اند

او را به حساب روزی انگاشته اند

وانرا که سر از عقل تهی داشته اند

از مال بجای آن درانباشته اند 

+ نوشته شده در  84/06/10ساعت 0:20  توسط مرداب سبز  | 

تنها جایی که می توانی آرامش را بجویی درون روح خود توست.

چه بسیار گنجینه هایی که از درون به برون فرا می رویند!


همایون یزدانپور:

به خنده محبس تنگ مرا، معطر کن

به باده بزم خموش مرا، منور کن

سر امید ندارم، که بی تو بنشینم

غم همیشگی ام را رفیق، باور کن

+ نوشته شده در  84/06/09ساعت 0:47  توسط مرداب سبز  | 

نگرانی را از مغز خود بیرون کنید، همانا راز بینوایی ما اوقات

فراغتی است که صرف فکر درباره خوشبختی و بدبختی می شود!


محمد حسین قاسمی:

بگذار در زمانه، زمانی رها شوم

بگذار تا زهر گره بسته، وا شوم

ره بی نهایت است و جهان بیکران و باز

من پایبند عالم خاکی، چرا شوم

+ نوشته شده در  84/06/08ساعت 0:36  توسط مرداب سبز  | 

وقت گرانمایه را در اندوه آنچه باید میشد بر باد مده!

بر آنچه اکنون انجام می دهی و آنچه در آینده می خواهی انجام

بدهی اندیشه کن و بر لغزشهایی که گمان می کنی داشته ای

میندیش، از آنها بیاموز!


حافظ:

از چرخ به هر گونه همی دار امید

وز گردش روزگار می لرز چو بید

گفتی که پس از سیاه رنگی نبود

پس موی سیاه من چرا گشت سپید

+ نوشته شده در  84/06/06ساعت 16:44  توسط مرداب سبز  | 

پیش از آنکه برنده باشیم باید بازنده باشیم!

باید گاه بگرییم تا بتوانیم روزی بخندیم!

باید آزرده شویم تاروزی توانمند گردیم!

اگر پیوسته بکوشی و ایمان داشته باشی در پایان پیروزی از آن تو

 خواهد بود!


همایون یزدانپور:

تا چشم به هم زنی جهان بر آب است

از خویش مشو که آرزوها خواب است

این خنده پر کرشمه بر گونه یار

چون غنچه نو دمیده در مرداب است

+ نوشته شده در  84/06/05ساعت 10:38  توسط مرداب سبز  | 

کوره را هرگز برای دشمن خودآنقدر گرم مکن که حرارت آن

خودت را بسوزاند!


شمس تبریزی:

عمر عزیز رفت به پایان چه می کنی    

خود را اسیر بنده و شیطان چه می کنی

دنیا رسول گفت که زندان مومن است

ای بی خبر عمارت زندان چه می کنی!

+ نوشته شده در  84/06/04ساعت 12:21  توسط مرداب سبز  | 

برای دوست خود یک دفعه تمام محبت خود را ظاهر مکن!

زیرا هر وقت اندک تغییری مشاهده کرد تو را دشمن خود می دارد.


طلعت اصفهانی:

آ نروز که دور از تو شدم دانستم

غم می کشدم ولی به این زودی نه

+ نوشته شده در  84/06/03ساعت 16:42  توسط مرداب سبز  |